محمد 5روزه زنگ نزدی دلتنگت شدم میدونم میزنی اما نباید منتظر باشم چون تو دیگه سهم من نیستی و من اجازه ندارم پیگیر تو باشم.اینروزا خستم خودم روحم جسمم پر از تنهایی ام حالم آشفته ست به یه ارامش قلبی نیاز دارم جایی تو اغوش تو با صدای گرم تو که خستگیهامو بشوره ببره وبه هیچی فک نکنم.جایی روبروی تو وقتی زل زدی تو چشمامو موهامو از رو صورتم پس میزنی و آروم نوازشم میکنی میدونی این حس این لحظه فقط یکباره همون یکبار میتونی حسش کنی لمسش کنی و تا ابد تو ذهنت بمونه و بعدِ هربار آشفتگیه ذهن میتونی به اون لحظه ها و حس ها فکر کنی و اروم شی. این روزا که نیستی و حتی صداتم نمیشنوم به تو به حسمون به حرفامون به لحظه های دونفره مون فکر میکنم تا اروم شم..اما....تو دیگه هیجوقت نیستی کنارم و اون حس برای همیشه تو گذشته ها جا موند و تموم شد....
بارون......ما را در سایت بارون... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 78