چه بادی میوزه امشب چقدر ابر اومده و سرده بوی مرگ پیچیده تو کل شهر همه از ترس جونشون خودشون رو حبس کردن تو خونه هاشون همه اوناییکه شاید تا قبل کرونا ارزوی مردن میکردن و الان که مرگ رو نزدیک خودشون حس میکنن عین موش قایم شدن مواظبن که مریض نشن مواظب دور بری هاشونن همون دور بری ها که ازشون خسته بودن.به همه اطرافیانشون سفارش سلامتی میکنن حتی به اوناییکه چشم دیدنشون رو نداشتن و میخاستن سر به تن طرف نباشه.اره خدایا مرگ چیز وحشتناکیه وحشتناک تر از اون این آدمان که همینقدر زود به سرعت نور رنگ عوض میکنن همه التماس حلالیت میکنن و همین آدما باور کن وقتی این کرونا از بین بره دوباره با خیال راحت شروع میکنن به کینه توزی و دشمنی و همون کارای قبلی خدایا فکر کردن بهش هم عذاب اوره تو چقدر بزرگی که میبینی و دم نمیزنی تو چقدر صبوری که خیانت این ادما رو به خودت به خودشون میبینی و کاری نمیکنی.منم مث همین آدما چندروزه بیرون نرفتم چندروزه مراعات میکنم مواظب همسر هستم مواظب اینکه ویروس وارد خونه نشه اما نمیدونم زن محمدم همینقدر مواظب محمد هست یا نه..کاش تو بدترین و بهترین شرایط زندگی یادش نمیفتادم و نگرانش نمیشدم که الان اونم مواظبته یا اینکه نه تورو سر سری رد میکنه و بیخیالته. وبلد نیست مثل من تمیزکاری کنه و حکومت نظامی بزاره توخونه و قوانین جدید وضع کنه.امیدوارم همه همه همه ازین بیماری دور بمونن و بعد اینکه بیماری تموم شد همه همینقدر هوای همو داشته باشن و همیشه به هم بگن مواظب خودت و خانوادت باش.الهی شکر به امید خودت و بزرگیت
بارون......ما را در سایت بارون... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84