عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

خرید بک لینک
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیرباران غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است؛غمِ دل ؛یا ؛ سم

انقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت

اوکسی بود که از غرق شدن میترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هرغروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

آدمی ساده که یکروز کبوتر شد و رفت

بارون......

ما را در سایت بارون... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 13:09

صفحه بندی