زیرباران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است؛غمِ دل ؛یا ؛ سم
انقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت
اوکسی بود که از غرق شدن میترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هرغروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
آدمی ساده که یکروز کبوتر شد و رفت
بارون......ما را در سایت بارون... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79